بابک زنجانی مجدد طی روزهای گذشته به شکل های مختلف علاقمندی خود برای خرید سایپا را ابراز داشته و به طور علنی و شفاف به اظهار نظر پرداخته است! بزرگترین چالش بابک زنجانی برای مالکیت سایپا، ساختار بسیار ضعیف منابع انسانی اوست که در دوران گذشته پایه گذار شکستش شد و هم اکنون نیز توسعه بی حد و حصرش در کسب و کارهای مختلف گریبان او را خواهد گرفت.
فهم کلی او در منابع انسانی بسیار ضعیف به نظر می رسد و قدرت مالی و سیاسی او را از مهمترین رکن توسعه یعنی توجه به منابع انسانی در سطوح مختلف کارشناسی تا مدیریتی باز میدارد، انتخاب و حذف سریع مدیران به دلیل فسادهای مالی خود ناشی از همین بی توجهی هاست! این مهم را از نادیده گرفتن انسان های قدرتمندی که در مسیر او قرار میگیرند کاملا میشود پیدا کرد! او گمان میکند پول و قدرت سیاسی برای توسعه کافی است در حالیکه این دو فقط برای او کار و پروژه خلق میکنند و چون شتاب شخصیتی دارد همین برای آرامش ذهن او کافی است! پروژه های بسیاری که شروع شدند ولی همین شتاب، باعث سرنگونی کامل او شد و این بار نیز همین مساله متصور است! شتابی که اگر نزدیکان قدرتمندی داشت، مدیریت و کنترل میشد قطعا سرنوشت دیگری در انتظارش بود!
درباره تملک سایپا نیز همین نتیجه قابل پیش بینی است، اگر موفق به خرید هم شود امکان اداره آن برایش ممکن نیست چون سایپا اولین مورد بزرگی است که وارد زندگی اش میشود که از ابتدا بزرگ است بنابراین امکان اداره آن بدون تیم سازی از قبل را نخواهد داشت! بابک زنجانی تنها گزینه ای است که سرنوشت سناریوی پیچیده خرید سایپا را بهم خواهد ریخت! این مساله را همه بازیگران بزرگ صنعت خودرو ایران میدانند به همین خاطر در سال گذشته دیدارهای مختلفی بین آنها برای پایش جدیت او در سطوح مختلف برگزار شد.
بابک زنجانی بامداد امروز هم در کانال خود راجع به خرید و اداره سایپا مطلبی منتشر کرد که با هم می خوانیم:
گروه سایپا طبق آمار سال ۱۴۰۵ حدود ۴۷٬۳۰۰ کارمند و کارگر دارد و در شرایط عادی، روزانه حدود ۱٬۱۰۰ خودرو تولید میکند.
البته با توجه به شرایط جنگی و محدودیتهای حملونقل دریایی، بعید است امروز چنین سطحی از تولید محقق شود و به نظر میرسد تولید روزانه ممکن است به کمتر از ۱۰۰ دستگاه رسیده باشد؛ البته برای اظهار نظر دقیق، باید آمار رسمی روز را بررسی کرد.
اگر موضوع را صرفاً اقتصادی و در شرایط عادی بررسی کنیم، به ازای تولید هر خودرو حدود ۲۰۰ نفر حقوق دریافت میکنند.
سؤال اینجاست: هر خودرو چه میزان منفعت ایجاد میکند که بتوان از محل آن هزینه حقوق حدود ۲۰۰ نفر را پرداخت کرد؟
دولت باید بهجای حفظ این ساختار، امکان استفاده کارکنان از بیمه بیکاری و پرداخت حقوق و مزایای قانونی آنان را فراهم کند و کارخانه را به سمت رباتیکشدن، افزایش بهرهوری و تولید خودروهای کممصرف هدایت کند.
یک تصمیم درست در این زمینه میتواند چندین برابر هزینه بیمه بیکاری، صرفهجویی و ارزش افزوده ایجاد کند.
باید فکر کرد، نه اینکه صرفاً سیاهیلشکر ایجاد کنیم. هزینه آلودگی هوا، مصرف بالای بنزین و ناکارآمدی این ساختار در نهایت بسیار بیشتر از هزینه اصلاح آن است؛ هزینهای که در نهایت به جامعه و ۹۰ میلیون ایرانی تحمیل میشود.
ارسال نظر
پس از بررسی تحریریه منتشر میشود.