تحلیل رفتار خریدار در شرایط جنگی

از وحشت تا انطباق

بازار خودرو در ایران همیشه آینه‌ای بوده از وضع اقتصاد و سیاست اما آنچه امروز می‌بینیم دیگر فقط بازتاب یک بحران اقتصادی معمولی نیست. وقتی واردات صفر می‌شود، خط تولید کم سرعت می‌شود و صدای انفجار هرآن ممکن است برسد، خریدار ایرانی در شرایطی قرار می‌گیرد که اقتصاددانان به آن بازار فشار حاد می‌گویند. در این شرایط، آنچه در ذ…

از وحشت تا انطباق

به گزارش پایگاه خبری «عصر خودرو»،وقتی واردات صفر می‌شود، خط تولید کم سرعت می‌شود و صدای انفجار هرآن ممکن است برسد، خریدار ایرانی در شرایطی قرار می‌گیرد که اقتصاددانان به آن بازار فشار حاد می‌گویند. در این شرایط، آنچه در ذهن و رفتار ا خریداران می‌گذرد، به مراتب پیچیده‌تر از هر مدل آکادمیک است. 

فاز اول: وحشت اولیه و هجوم به بازار

در هفته‌های اول بحران، یک الگوی آشنا تکرار شد که ما ایرانی‌ها آن را هراس خرید می‌نامیم. همان رفتاری که در تحریم‌های ۹۷ دیدیم، همان که در دوران کرونا در صف دارو و ماسک دیدیم، این بار در نمایشگاه‌های خودرو ظاهر شد.

خریداری که دو سال صبر کرده بود که قیمت‌ها کاهش یابد، ناگهان تصمیم می‌گیرد هر چیزی که موجود است را بخرد. منطق؟ هیچ. ترس؟ همه چیز. عقل جمعی در لحظه بحران این می‌گوید اگر الان نخری، فردا نه پول داری نه جنس. در نتیجه، قیمت‌ها در سی روز اول جهش می‌کند. دلالان در این فاصله میلیاردی می‌شوند و تولیدکنندگان که زنجیره تأمینشان قطع شده، فقط نظاره‌گر هستند.

فاز دوم: انجماد

این هیجان دوامی ندارد. بعد از موج اول خرید ترس‌محور، بازار وارد مرحله‌ای می‌شود که می‌توان آن را انجماد تاکتیکی نامید. خریدار متوجه می‌شود که تولید کاهش یافته و تحویل معلوم نیست،، واردات متوقف است و خودروهای خارجی از دسترس خارج شده‌اند و قیمت‌ها بی‌ثبات‌اند و هیچ نقطه مرجعی وجود ندارد. در این شرایط، عاقلانه‌ترین کار نخریدن است اما این نخریدن، خودش یک بحران ثانویه ایجاد می‌کند. تقاضا به ظاهر فرو می‌نشیند ولی در واقعیت سرکوب شده، یک نیاز واقعی، معلق مانده و منتظر اولین نشانه ثبات است. این مرحله برای صنعت خودروسازی مرگبارتر از مرحله اول است چون بدون درآمد فروش، توان تأمین قطعات برای دور بعد تولید هم از دست می‌رود، یک دور باطل کامل.

فاز سوم: انطباق

ایرانی‌ها یک مهارت تاریخی دارند، سازگاری. در همین راستا بازار خودرو هم در شرایط جنگی دچار این سازگاری می‌شود. اینجا است که رفتارهای جالب شروع می‌شود:
الف: ظهور بازار دست دوم به عنوان بازار اصلی
وقتی خودروی صفر نیست یا قیمت‌ها افسانه‌ای شده، خریدار به سمت کارکرده می‌رود اما نه به شکل معمول. تقاضا برای خودروهای ده تا پانزده سال قدیمی‌تر که ساده‌تر تعمیر می‌شوند افزایش می‌یابد. خریدار یاد می‌گیرد که در شرایط بحران، یک پژو ۴۰۵ قطعه‌یاب‌تر از یک خودروی مدرن است.
ب: اقتصاد اشتراکی اجباری
الگوهایی شکل می‌گیرند که در ایران معمول نبودند مثل خرید شریکی، نگهداری مشترک خودرو، حتی فروش حق استفاده (نه مالکیت). بازار خودرو در حال زایش مدل‌های جدید کسب‌وکار است که بحران‌های مزمن آن‌ها را به وجود آورده‌اند.
ج: جنگ برای قطعه
در شرایطی که زنجیره تولید آسیب دیده و واردات در همه‌ی زمینه‌ها کم شده، قطعات یدکی به یک کالای راهبردی تبدیل می‌شوند. خریدار هوشمند دیگر فقط خودرو نمی‌خرد بلکه یک بسته پشتیبانی می‌خرد. این یعنی انبارداری شخصی قطعه، شبکه‌سازی با مکانیک‌های قابل اعتماد و دانش فنی که قبلا لازم نداشت.
آنچه صنعت خودرو نمی‌بیند
بزرگ‌ترین اشتباه تحلیلگران صنعت خودرو در شرایط جنگی این است که رفتار خریدار را با معیارهای زمان صلح می‌سنجند. شاخص‌هایی مثل قدرت خرید یا تقاضای بالقوه در شرایط بحران معنای دیگری پیدا می‌کنند.خریداری که در زمان عادی برای یک خودروی نو پس‌انداز می‌کرد، حالا با یک معادله کاملا متفاوت روبروست که آیا اصلا ارزش دارد دارایی‌ام را به شکل خودرو نگه دارم؟
در شرایط جنگی، خودرو هم‌زمان هم وسیله نقلیه ضروری است (برای فرار، برای کار، برای بقا) و هم یک دارایی پر ریسک (ممکن است آسیب ببیند، مصادره شود، سوخت نداشته باشد). این دوگانگی، تصمیم خرید را به مراتب پیچیده‌تر می‌کند.

درس از بازارهای مشابه در جنگ اکراین و عراق


تجربه اکراین پس از فوریه ۲۰۲۲ یک آزمایشگاه واقعی است. در ماه‌های اول جنگ، فروش خودروی نو تقریبا به صفر رسید اما شش ماه بعد، بازار دست دوم به شکل بی‌سابقه‌ای فعال شد. خریداران به دنبال خودروهای جنگ‌پذیر بودند یعنی  SUV‌های قدیمی با موتورهای ساده که در جاده‌های خراب و بدون تعمیر‌گاه هم راه می‌روند.
در عراق دهه ۲۰۰۰ هم الگویی مشابه دیدیم: تویوتای لندکروزر و هایلوکس به خودروهای اصلی بازار تبدیل شدند، نه به خاطر قیمت یا مُد، بلکه به خاطر قابلیت بقا.
پیش‌بینی برای ایران این است که بازار به سمت خودروهایی با پایین‌ترین هزینه نگهداری و بیشترین در دسترس بودن قطعه حرکت می‌کند. خودروهای بومی که زنجیره قطعه‌شان داخلی است، پیروزان اصلی این بازار خواهند بود البته اگر زنجیره تامین ترمیم شود.

پرسشی که کسی نمی‌پرسد

در تمام این بحث‌ها، یک سوال مهم غایب است، خریداری که الان خودرو نمی‌خرد، فردا چه تجربه‌ای از این بازار خواهد داشت؟

نسلی که در دوران بحران بزرگ می‌شود، الگوهای مصرفی متفاوتی پیدا می‌کند. نسل جنگ ایران و عراق با ذهنیت کمبود بزرگ شد. نسل تحریم‌های ۹۷ با ذهنیت بی‌اعتمادی به اهداف بلندمدت. نسلی که الان در این بازار جنگی تجربه می‌اندوزد، احتمالاً با ذهنیت ملموس بودن دارایی رشد خواهد کرد یعنی ترجیح دادن چیزی که الان دستم است به وعده‌ای که بعداها محقق می‌شود.این تغییر رفتاری، یک دارایی پنهان برای سازندگان و واردکنندگان خودرویی است که بتوانند پیش‌پرداخت کمتر، تحویل سریع‌تر و پشتیبانی قطعه محلی ارائه دهند.

در پایان می ‌توان گفت که بازار خودرو در شرایط جنگی آسیب می‌بیند اما خریدار ایرانی اسازگار می‌شود، الگو عوض می‌کند و یاد می‌گیرد. صنعت خودرو ایران اگر بخواهد از این بحران زنده بیرون بیاید باید بفهمد که خریدار دیگر همان آدم قبل از بحران نیست. نیازهایش عوض شده، اولویت‌هایش جابجا شده و سطح تحملش برای وعده‌های دور و دراز به صفر رسیده است. آنچه این بازار الان نیاز دارد، نه تبلیغ بیشتر است، نه تخفیف مقطعی بلکه یک پیشنهاد واقعی است یعنی خودرویی که امروز بتوان آن را تعمیر کرد، فردا بتوان برایش قطعه پیدا کرد و پس‌فردا بتوان آن را به قیمت معقولی فروخت.

یادمان نرود که در بازار جنگی، برنده کسی نیست که بلندترین وعده را می‌دهد. برنده کسی است که واقعی‌ترین ارزش را در کوتاه‌ترین زمان تحویل می‌دهد.

نویسنده: هیوا میرزایی- فعال رسانه‌ای

برچسب‌ها

فرم ارسال نظر

نظر شما پس از بررسی توسط تیم تحریریه منتشر می‌شود.

نظر خود را بنویسید. لطفاً محترمانه و مرتبط با مطلب باشد.