مشت‌های محکم بوکسورهای آمریکایی بر صورت سامورایی ژاپنی

: صنعت خودرو‌سازی آمریکا شاید در دنیای خودروهای سدان و یا سگمنت‌های کوچک در برابر آلمان و ژاپن، این دو ابر خودروساز حرف چندانی برای گفتن نداشته باشد، اما وقتی صحبت از وانت‌های غول‌آسا می‌شود، آمریکا حرف اول را می‌زند. نکته جالب این است که تنها برندهای مختلف آمریکایی برای هم رقیبی قدرتمند محسوب می‌شوند و از برندهای کشور…

به گزارش پایگاه خبری «عصر خودرو»، چالش ما حمل بارهای سنگین شهری، همراه با کابینی لوکس و با ترمزهای چهارچرخ دیسکی و بودجه‌ای برابر با۶۰ هزار دلار است. تازه‌وارد جمع ما با ظاهری آراسته و کابینی لوکس همچنین به همراه یک نوآوری بسیار خلاقانه حسابی برای نبرد آماده شده است.
فورد F۱۵۰ با استفاده از ترکیب آلیاژی جدید برای بدنه، انقلابی را در صنعت وانت‌های آمریکایی به پا کرده است. دوج رم ۱۵۰۰ با کاهش وزنی باورنکردنی و کاهش مصرف سوخت ۱۰ درصدی در پیشرانه‌های‌ V۶ و ۲۰‌درصدی در پیشرانه‌های V۸ پا به میدان گذاشته است تا همچون نیاکان خود در این مقایسه نیز خوش بدرخشد. ‌اما سامورایی‌ها با معرفی تویوتا تاندرا رسما با وانت‌های آمریکایی اعلام جنگ کرده‌اند.
باید دید تاندرا که در ۵ تیپ SR و SR۵، لیمیتد، پلاتینیوم و ۱۹۷۴ ادیشن راهی بازار می‌شود، می‌تواند ضربه سختی به رقبا وارد کند یا خیر؟ آخرین جنگجوی ما با موتوری ۶.۲ لیتری وارد میدان می‌شود و آن وانتی نیست جز شورولت سیلورادو که با ۴۲۰ اسب بخار، قوی‌ترین وانت ما در این تست ‌خواهد بود.

شمشیر کُند سامورایی‌ها:

تاندرا در جغرافیا به ناحیه‌ای گفته می‌شود که در آنجا میانگین دمای گرم‌ترین ماهِ سال، میان صفر و ۱۰درجه بالای صفر است و زمستان آن خیلی طولانی و سرد و تابستان، خیلی کوتاه است. رانندگی با این ماشین نیز به ما ثابت کرد که بی‌جهت این نام را برای وانت تاندرا انتخاب نکرده‌اند.
پلاتینیوم انتخابی ما با اینکه نسخه فول این وانت ژاپنی است، اما به شدت از بحران هویت رنج می‌برد. ‌سود تویوتا به این وانت بستگی ندارد و انگار صرفا ساخته شده است برای اعلام جنگ با وانت‌های آمریکایی!
سال گذشته تنها ۱۰۰ هزار دستگاه از آن به فروش رفت. به نظرشما مردم در مورد کسی که در تگزاس از بین وانت‌های آمریکایی، وانت تاندرا را برمی‌گزیند، چه فکری می‌کنند؟
۱۶سال از فروش اولین تاندرا توسط تویوتا می‌گذرد، ولی تاندرای زیر پای کارشناسان ما مانند جوانی بی‌تجربه و دستپاچه عمل می‌کند. تاندرا برای سال ۲۰۱۴ کاملا تغیر نسل داد و تمامی قطعاتش دوباره مهندسی شدند؛ از جمله شاسی و موتور V۸ آن با حجم ۵.۷  لیتر که توان تولید ۳۸۱ اسب بخار را دارد، به همراه سیستم تزریق مستقیم سوخت و ۳۲ سوپاپ برای تنفس بهتر. موتور غول‌پیکر ۸ سیلندر تویوتا بسیار ضعیف‌تر از موتور ۶سیلندر توربوشارژ F۱۵۰ عمل می‌کند؛ به نحوی که وقتی F۱۵۰ مشغول پیاده‌روی است تاندرا می‌دود، ولی باز هم به وانت فورد نمی‌رسد.
اگر قصد خرید آن را دارید، بدانید که سواری خشک در حالی که محورها در زیر ماشین می‌رقصند تا تعادل ماشین را حفظ کنند و شاسی‌ای که گریه می‌کند و بی‌نهایت چشم انتظار مهندسی دوباره است، چیز‌هایی هستند که بعد از خرید گلوی شما را فشار می‌دهند و می‌خواهند شما را خفه کنند.‌ تاندرا با توان یدک‌کشی ۴.۵ تن یقینا همه ما را نا‌امید کرد، هر چند این موتور انگار بدنه خود وانت را به زور می‌کشد! 
طراحی ظاهری این ماشین چنگی به دل نمی‌زند و نظر کارشناسان ما را به هیچ‌وجه جلب نمی‌کند؛ هر چند انبوه نوارهای کرومی به تقلید از وانت‌های آمریکایی در جلویِ وانت پلاتینیومِ ما خود‌نمایی می‌کند.
با نگاه به درون کابین، پلاستیک‌های فراوان و بی‌کیفیت به چشم می‌خورد، چرم صندلی‌ها پرز بیش از اندازه دارد و قدیمی به نظر می‌رسد.
صندلی‌ها به‌راحتی جابه‌جا می‌شود و به لطف شیشه جلو بزرگ و طراحی مناسب ستون‌های کابین دید بسیار عالی از اطراف داریم و پارک‌کردن با آن آسان است. سیستم ناوبری و مانیتور ۳.۵ اینچی آن منسوخ شده و از گوشی‌های هوشمند امروزی فرار می‌کند. شیشه‌های عقب برقی هستند و چون وانت انتخابی ما از نوع
CrewMax است، فضای پای عقب به طرز باورنکردنی حماسی است.
به طور کلی رانندگی با آن در برابر سایر وانت‌های آمریکایی مزه حقارت و کوچکی می‌دهد و راننده را بسیار تشنه و عصبانی می‌کند.‌ سیستم جدید Smart Stop یا SST نیز به‌صورت استاندارد ‌‌روی تاندرا قرار گرفته است.
وظیفه این سیستم کاهش قدرت تولیدی موتور برای توقف هر چه سریع‌تر خودرو بوده و تنها زمانی فعال می‌شود که راننده پدال ترمز و گاز را همزمان فشار دهد. اما اینکه چرا راننده‌ای باید پدال گاز و ترمز را همزمان فشار دهد تا تویوتا برای این واکنش عجیب و غریب یک سیستم ایمنی ابداع کند، هنوز معلوم نیست!
تاندرا پرستیژ برنده شدن ‌ندارد؛ مشت‌های آمریکایی‌ها محکم‌ترند.

قوچ خوش‌تراش:

وانت غول‌‌پیکر و قوچ نشانRAM   با آن هِیمنه و اُبهت مردانه در لیست پرفروش‌ترین خودروهای سال ایالات متحده  با فروش ۲۱۲۷۱۶ چهارم شد و در لیست ما در جایگاه سوم قرار گرفت.
نگاه خشمگین RAM همراه با امواج زیبای روی بدنه و پوزه جلو آمده در کنار موتور ۵.۷ لیتری HEMI همگی نشان از گرد و خاک حسابی دوج خواهند داشت. بزرگ‌ترین قابلیت این وانت آمریکایی کمک فنرهای بادی آن بوده که قابل تنظیم است و به‌راحتی می‌تواند ۶۹۳ کیلوگرم بار را حمل کند، بدون آنکه تغییری در ارتفاع آن مشاهده کنیم و این وجه تمایز بین RAM و سایر شرکت‌کننده‌هاست.
ضعیف‌ترینِ گروه وانت‌های آمریکایی، ۷۱ کیلوگرم از تویوتا تاندرایِ پلاتینیوم کمتر بار حمل می‌کند، ولی می‌تواند تا ۴.۵تن بار را یدک بکشد که بیش از ۱۰۰ کیلوگرم از آخرین توان تاندرا برای یدک‌کشی بیشتر است.
RAM سنگین‌ترین شرکت‌کننده ماست و به همین علت در تست شتاب در تمامی سرعت‌ها، در آخر جدول جای گرفت و همچنین با دیسک‌های ترمز ۱۳.۲ اینچی در جلو و ۱۳.۹ اینچی در عقب با فاصله توقف ۶۰ متر از تندی ۱۱۲ کیلومتر بر ساعت ضعیف‌ترین عملکرد را در بین وانت‌های انتخابی ما داشت.
چاق‌ترین پسر ما در این گروه با سیستم تعلیق بادی سواری نرمی را ارائه می‌دهد ولی در شهر و مخصوصا ترافیک طول می‌کشد تا راننده به فرمان‌پذیری آن عادت کند.
RAM با قیمت پایه ۵۴ هزار دلار ارزان‌ترین وانت آمریکایی گروه است. این وانت خوش‌سیما قادر است تا در سرعت‌های مختلف ارتفاع خود را به صورت اتوماتیک کاهش داده و در نتیجه موجب کاهش سوخت و بهبود ضریب آیرودینامیک خودرو شود. موتورهای HEMI در کنار مزیت‌های خود به خاطر طراحی متفاوت، فاقد سیستم تزریق مستقیم سوخت هستند. همچنین برای هر سیلندر نهایتا می‌توان ۲ سوپاپ در نظر گرفت و در برابر موتورهایی که برای هر سیلندر ۴‌سوپاپ دارند، دارای تنفس کمتری است. به هر روی موتورِ HEMI این وانت قادر است ۴۹۵ اسب بخار قدرت به همراه ۴۱۰ نیوتن متر گشتاور تولید کند و در نهایت این قوچ غول‌پیکر را به تندی ۱۷۰ کیلومتر بر ساعت برساند که در این راه گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک آن نیز به خوبی با آن هماهنگ است. کنسول وسط بسیار بزرگ و جادار است و راننده و سرنشین می‌تواند در جلوی خود لیوان‌های نوشیدنی را قرار بدهند. داج برای وانت خود سیستم‌های صوتی و سرگرمی جالب با کاربری آسانی تدارک دیده است. مواد به کار رفته درون کابین راضی‌کننده به نظر می‌رسد و این قدمی رو به جلو برای کرایسلر است. صندلی‌های جلو بسیار راحت هستند و فضای پای برای سرنشینان عقب به اندازه کافی است و در مبلمان RAM احساس خستگی نمی‌کنید.
RAM هیچ بحران هویتی ندارد و اساس آن استایل دورانگو و داج چارجر معرفی شده در سال ۱۹۹۸ است. RAM کابینی به لوکسی سیلورادو ندارد و رانندگی با آن مانند F۱۵۰ هیجانی نیست، اما همچنان کلاس و پرستیژ خود را دارد.  RAM ۱۵۰۰ دارای ۱۰۰ هزار مایل یا ۶۰ ماه وارانتی برای هرگونه مشکل پیشرانه است.

ورزشکار فول سایز آمریکایی:

هر چند در سال گذشته نیز سیلورادو کاملا جدید بود، اما امروز با تجهیزات بیشتر و با پیشرانه V۸ جدید پا به عرصه نبرد گذاشته است.  از لحاظ ظاهری سیلورادو ۲۰۱۵ تغییرات بسیار کمی را به خود دیده ‌و شمایل آن مانند نسل‌های قبلش است. علاوه بر طراحی ظاهری  قدیمی، مهندسی شاسی آن نیز قدیمی است و شکوه و جلال خاصی ندارد. کابین آن حس کلاسیکی را به راننده القا می‌کند ولی در عین سادگی، مملو از اعتماد به نفس است. با آن همه نوآوری و بدنه آلومینیومی که F۱۵۰ دارد، سیلورادو با موتور ۶.۲ لیتری  تنها ۸۱ کیلوگرم از فورد سنگین‌تر بوده و وزن پایین آن یکی از برتری‌های آن به شمار می‌آید.  سیلورادو در کنار وانت‌های ما باید روی پنجه بایستد چراکه تقریبا حدود ۲ اینچ از همه آنها کوتاه‌تر است. ابعاد آن از بقیه وانت‌ها کوچک‌تر بوده و در نتیجه پارک‌کردن با آن نیز از همه آسان‌تر است. سواری آن از RAM و F۱۵۰ خشک‌تر است ولی با این حال، آن حس رانندگی را که در سیلورادو تجربه کردیم، در وانت‌های دیگر احساس نکردیم و همین موضوع باعث مسرت و خوشحالی کارشناسان ما بود.  طراحی کابین مربعی‌شکل آن برای علاقه‌مندان به رانندگی نرم و با ابهت با وانت‌های غول‌پیکر، دارای تناقض است و خیلی نظر ما را جلب نکرد. ‌سیلورادوی انتخابی ما به یک موتور ۸ سیلندر V‌شکل EcoTec۳ با حجم ۶.۲لیتر به سیستم متغیرِ باز و بسته شدن سوپاپ‌ها مجهز است که توانایی تولید ۴۲۰ اسب بخار و ۴۶۰ نیوتن متر گشتاور دارد که در همراهی با یک گیربکس ۸ سرعته ساخت GM توقع داشتیم حسابی در تست ما عرض اندام کند. با همه این تفاسیر از قوی‌ترین عضو گروه ما که موتور آن با شورولت کوروت همسان است و همگان انتظار داشتند که موشک گروه باشد، در تست سرعت‌های مختلف از موتور V۶ اکوبوست فورد F۱۵۰ شکست خورد. تست سرعت به وضوح تفاوت در تکنولوژی‌های ساخت پیشرانه و بیرون کشیدن اسب بخارهای بیشتر در کنار کاهش حجم موتور را نمایان کرد و اگر موتور ۶.۲ لیتری سیلورادو از موتور ۳.۵ عملکرد بهتری داشت، یقینا می‌توانست تاج پیروزی را بر سر بگذارد چرا که به عقیده کارشناسان ما، عملکرد سیستم ناوبری و مانیتور ۸ اینچی هوشمند آن توانایی رقابت تنگاتنگی را با F۱۵۰  داشتند و از بعضی جهات نیز بهتر بودند.  طراحی داشبورد آن بسیار ساده و آسان است و تمامی کلید‌های روی آن بزرگ طراحی شده‌اند تا بتوان به‌راحتی به آنها دسترسی داشت. مبلمان راحت سیلورادو یکی از راحت‌ترین صندلی‌های دنیاست و با تنظیم در ۵ جهت متفاوت می‌تواند بهترین لذت سواری را به شما تقدیم کند.  فاصله بین مقام اول و دوم بسیار کم است. سیلورادو ماشینی کم‌نقص است که ساده بودن از اولویت‌های طراحی آن است. سیلورادو با آغوشی باز از راننده و مسافرین پذیرایی می‌کند و هیچ وقت موجب پشیمانی راننده خود نخواهد شد. بزرگ‌ترین مزیت آن این است که همانند گذشتگان خود است و نقطه ضعف آن هم سواری سفت و کم بودن بازده موتور نسبت رغیب همیشگی خود یعنی فورد F۱۵۰ است.

وانت شماره یک دنیا:

با نگاهی به بازار پر‌رونق خرید و فروش ماشین‌های صفر و کارکرده ایالات متحده تا حدودی متوجه پیروز این نبرد خواهید شد. مثل سال گذشته فورد F۱۵۰ با فروش ۳۵۷۱۸۰ دستگاه، رقیب‌هایی چون تویوتا کرولا، موستانگ، هوندا آکورد و … را زمین زده و به‌تنهایی به بالای جدول تکیه زده است. فورد برای بدنه F۱۵۰  خود پنل‌های آلومینیومی با گرید نظامی تدارک دیده که همین امر باعث شده است تا ۳۵۰ کیلوگرم از مدل قبلی سبک‌تر شود و گام بلندی را برای استانداردهای سختگیرانه محیط زیستی ایالات متحده و کاهش آلایندگی بردارد. فورد توانسته با به‌کار‌گیری آلومینیوم‌های بازیافتی از سرتاسر آمریکا برای هر دستگاه ۳۷۲ دلار صرفه‌جویی کند که این رقم در سال به بیش از ۸۰‌میلیون دلار می‌رسد. هر دستگاه وانت فورد به طور تقریبی ۱۴۱ کیلوگرم آلومینیوم مصرف می‌کند و همین امر مسئولان فورد را بر آن داشت تا با یک تیر دو نشان بزنند؛ هم کارخانه Alcoa را مجبور به سرمایه‌گذاری ۵۷۵ میلیون دلاری برای تامین آلومینیوم کردند و هم توانستند از قیمت تمام شده ماشین‌های خود بکاهند.
فورد F۱۵۰ انتخابی ما مانند تویوتا تاندرا، با تریم پلاتینیوم بوده و انتخاب موتور V۶ اکوبوست توربوشارژ آن باعث افزایش قیمت ۴۰۰ دلاری آن شده است. در نگاه اول جذابیت جلو‌پنجره بزرگ کرومی F۱۵۰ شما را ناخود‌آگاه جذب می‌کند و کارشناسان ما نیز بر این باور هستند که F۱۵۰ از نظر زیبایی از سایر رقبا برتر است. طراحی بیرونی آن بسیار پر‌ابهت و مردانه است، چراغ‌های LED جلو حالتی مانند F دارند و چراغ‌های عقب نیز به همین شکل هستند.
درِ کابین را باز می‌کنیم. همه چیز در این غول آمریکایی بزرگ به نظر می‌رسد. صندلی‌ها بسیار بزرگ بوده و به خوبی بدن را در‌بر‌می‌گیرند. داشبورد بسیار گسترده و حجیم است و یک مانیتور ۸ اینچی تاچ اسکرین در وسط آن خودنمایی می‌کند. سیستم سرگرمی و سیستم My Ford همراه با دوربین دید عقب، کنترل ترمز تریلر، دوربین ۳۶۰ درجه و سیستم صوتی با قدرت بالا از امکاناتی هستند که در کابین آن خواهید یافت. اما آنطور که ما از تریم پلاتینیوم توقع داریم نیست و کم و کاستی‌هایی دارد. کابین بسیار خوب عایق‌بندی شده و صدای موتور و تایرها بسیار کم شنیده می‌شود، هر چند صدای توربوهای آن بسیار طنین‌انداز است.
فورد تمامی ملزومات آهنی  F۱۵۰ را با آلومینیوم جایگزین کرده و قابل ذکر است که کیفیت آلومینیوم به کار رفته در کابین نیز به شکلی نیست که شهرت کمپانی را به خطر بیندازد. نرمی فنرهای عقب مانند RAM نیست ولی به خشکی سیلورادو هم نیست.
با اینکه ما اندکی بیش‌فرمانی را در F۱۵۰ تجربه کردیم اما در کل تعادل و کیفیت آن برای رانندگی شهری بسیار رضایت‌بخش است. گیربکس ۶ سرعته اتوماتیک آن با موتور توربوشارژ شده ۳۶۵ اسب بخاری به خوبی جفت و جور شده است و ۴۲۰ نیوتن‌متر گشتاور آن در دور موتور  ۱۲۰۰ دور در دقیقه در دسترس خواهد بود. آپشن پیشرانه اکوبوست وضعیت بینابینی دارد؛ از طرفی ظرفیت یدک‌‌کشی بالاتری نسبت به V۶‌ها دارد و از طرف دیگری از قابلیت‌های موتور V۸ سیلورادو برخوردار نیست. با اینکه غول ۶۰ هزار دلاری ما مانند سیلورادو نرم و بی‌صداست و اندازه ۲ عدد فورد فیستا هم وزن دارد اما انگار هنوز به اندازه کافی سبک نشده ‌و راننده بیشتر تشنه گاز دادن است.

جمع‌بندی:

همانطور که مشاهده کردید پیشرانه V۶ توربوشارژ اکوبوست فورد فراتر از تصور ما ظاهر شد. وزن کم آن کمک شایانی به بازده بیشتر آن کرده‌ و با توان یدک‌کشی بالا و حمل بار بیشتر، تاج قهرمانی را بر سر نهاده است. ‌سیلورادوی انتخابی ما نیاز به یک تجدید قوا از سوی کمپانی مادر‌ دارد؛ اختلاف این وانت با رتبه اول بسیار اندک بود و کابین لوکس آن دل هر دوستدار خودرویی را می‌برد. RAM انتخابی ما نیز خیلی چنگی به دل نزد ولی بعد از مدتی رانندگی با آن بسیار لذت‌بخش خواهد بود و اگر در گروهی بود که رقیبانش همه آسیایی بودند، یقینا پیروز میدان بود. ‌تاندرای پلاتینیوم، بسیار ما را از وانت‌های جان‌سخت سامورایی نا‌امید کرد و به نوعی انگار تویوتا آن را برای سرگرمی ساخته است؛‌ هر چند در خارج از آمریکا‌ انتخاب خوبی به نظر می‌رسد و حداقل برای خود‌نمایی و کارهای سبک مناسب است.

 

برای آگاهی از تازه های جهان خودرو، جدیدترین قیمت ها و بازار خودرو ایران اینستاگرام خودرو امروز را دنبال کنید و جهت دریافت آخرین اخبار از طریق تلگرام به کانال اختصاصی عصر خودرو (https://telegram.me/asrekhodro ) بپیوندید. برای دریافت آخرین نسخه از نرم افزار تلگرام اینجا را کلیک کنید.

برچسب‌ها

ارسال نظر

پس از بررسی تحریریه منتشر می‌شود.