به گزارش پایگاه خبری «عصر خودرو»، واضح است که در این شرایط و زمانی که واردکنندگان خودرو شرایط حاکم بر بازار را میبینند، به واردات همان گزینهای که بازار بهتری دارد ادامه میدهند و بدین ترتیب تنوع محصولات یک برند در بازار کاهش پیدا میکند. برای مثال، اگر این روزها به دنبال خرید یک خودروی خانوادگی با بودجه ۱۲۰ الی ۱۶۰ میلیون تومان باشید، هیوندای النترا و کیا اپتیما ۲ خودروی بسیار خوشفروش در بالا و پایین این بازه هستند. اما هوندا سیویکی که با امکانات مناسب و کیفیت به مراتب بالاتر از خودروهای کُرهای ساخته میشود چطور؟! بدون شک این محصول ژاپنی دچار همان تراژدی ذکر شده در بالاتر شده و انتخاب شما یکی از دو گزینه نخست خواهد بود! اما اگر بحث کشور سازنده خودرو را کنار بگذاریم و به سراغ ریز محصولات یک برند برویم، تکلیف چیست؟!
تجربه ثابت کرده که سدانهای سایز متوسط، سدانهای کامپکت، شاسی بلندهای سایز متوسط و کراساوورهای کامپکت فروش بسیار خوبی در بازار ایران تجربه میکنند که خودروهایی همچون کیا اپتیما، هیوندای سانتافه، هیوندای النترا و در نهایت توسان گواهی بر این موضوعند! اما آیا بازار ایران کشش محصولاتی در کلاس جدیدتر همچون کیا سول جعبهای و یا i۴۰ استیشن را دارد؟! و یا حتی i۴۰ در نمونه سدان به عنوان یک رقیب داخل خانوادگی برای هیوندای سوناتا، با قیمتی که چندان توجیه ندارد، گزینه مناسبی به شمار میرود؟
کیا سول
وقتی که نمونه مفهومی کیا «سول-Soul» برای نخستینبار در سال ۲۰۰۵ به معرض نمایش عموم گذاشته شد، تولید آن به عنوان یک هاچبک سایز بزرگ جعبهای توسط کیا موتورز محافظهکارتر از هیوندای چندان باورپذیر نبود اما این خودرو که در واقع رقیبی برای دیگر خودروهای جعبهای همچون نیسان کیوب بود، در سال ۲۰۰۸ روی خط تولید کیا موتورز قرار گرفت؛ خودرویی که شاید در قیاس با دیگر هاچبکهای عادی، کمی عجیب و یا غیرقابل هضم در نگاه اول به نظر برسد اما حقیقت امر این است که اگر به خودرویی شهری با چهرهای دوستداشتنی و خاص نیاز دارید، سول پاسخگوی نیاز شما خواهد بود. در واقع هاچبکهای جعبهای با فضای بیشتر سرنشینان، اما حجم نسبتا پایین صندوق بار مناسب خانوادههای ۲ تا ۴ نفرهاند و حتی با وجود اینکه ارتفاع و جثه این خودروها نزدیک به کراساوورهای ساب کامپکت است هم نمیتوان از آنها به عنوان یک خودروی شاسی بلند نام برد. اما پیش از هر چیز لازم است که کمی با اعداد و ارقام جدولی این هاچبک آکرومگال(!) کیا موتورز سر و کله بزنیم! اطلس خودرو، واردکننده (تقریبا) انحصاری محصولات کیا موتورز به ایران، نخستین محموله کیا سول را در سال ۲۰۱۳ و تنها با یک گزینه موتوری و در واقع با کوچکترین پیشرانه قابل سفارش برای این خودرو که یک گزینه ۱.۶ لیتری ۴ سیلندر باشد را به بازار کشور وارد کرد. اما سول با ورود به بازار ایران در واقع با یک میدان جنگ مواجه شد که پیش از هر چیز میبایست در بازاری که هیچ رقیب مستقیمی ندارد، کارکتر خود را برای خریداران و فعالان عرصه خودرو تعریف کند که البته زیاد هم موفق نبود! قیمت ۱۳۰میلیون تومانی سول در بدو ورود، آن هم در شرایطی که در آن روزها هیوندای النترا با امکانات ویژه و چهره جذاب و شبیه به سوناتای موفق به سکه بازار تبدیل شده بود، با محصول جدید کیا در یک بازه قیمتی قرار میگرفت و این کار را برای موفقیت کیا سول بیش از پیش سخت میکرد.
جالب اینجاست که بدانید سول تقریبا بزرگتر از چیزی که در تصاویر میبینید به نظر میرسد. این هاچبک با طول ۴.۱ متری تقریبا به درازای دیگر هاچبکها طراحی شده اما چیزی که سول را از دیگر هاچبکهای ساده جدا میسازد، ارتفاع ۱.۶ متری آن است که در مقایسه با هاچبکی همچون هیوندای i۳۰ در حدود ۱۵ سانتیمتر بلندتر و تقریبا همقد و قواره اسپورتیج است. پس همانطور که گفته شد، سول یک هاچبک پف کرده با فضای کابینی راحتتر و مناسبتر برای افراد قدبلند به نسبت دیگر هاچبکهای کوچک است. بدین ترتیب در سول حدودا یک متر فضای سر و یک متر فضای زانو در ردیف جلو و فضای پای تقریبا مشابهی را خواهید داشت که این موضوع برای یک خودرو شهری بسیار عالی است؛ در حالی که این هاچبک بزرگ جثه، فضای باری معادل ۶۷۱ لیتر در حالت عادی و ۱۵۱۲ لیتر با خواباندن صندلیهای ردیف دوم به شما ارائه میکند که در این صورت اگر با کیا سول خود به خرید بروید، فضای بسیار مناسبی برای جای دادن تقریبا هر چیزی دارید. ۴ سیلندر، ۱.۶ لیتر و ۱۶ سوپاپ که در دور موتور ۶۳۰۰ دور بر دقیقه، نهایت توان ۱۲۸ اسب بخار به همراه ۱۵۷ نیوتن متر گشتاور در ۴۲۰۰ دور بر دقیقه را به جعبه دنده ۶ سرعته خودکار و در نهایت محور جلو منتقل میکند. اگرچه که این پیشرانه کوچک از حیث قابلیتهای دینامیکی چندان اغواگر نیست اما با مصرف سوخت ۷ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر، بسیار سبز و بهصرفه عمل میکند. غربیلک فرمان تلسکوپی با اینترفیس کنترل سیستم صوتی از روی فرمان، سیستم کمکی فرمان الکترونیکی، سیستم صوتی با ۴ باند و قابلیت پشتیبانی از USB و CD، کامپیوتر سفری، رینگهای آلومینیومی ۱۵ اینچ و … از جمله امکانات رفاهی است که در کابین این خودرو دیده میشود. همچنین ترمزهای ضدقفل در چهار چرخ، کیسههای هوای سرنشین و راننده جانبی، کمربندهای پیشکشنده و امکاناتی از این قبیل باعث شده که سول موفق به کسب ۵ ستاره از مجموع ۵ ستاره ایمنی موسسه
Euro N-Cap شود. سول هنوز هم با گذشت بیش از یک سال از عرضه آن به بازار ایران، جایگاه درست و مناسب خود را نیافته است. اگرچه که این خودرو در بسیاری از بازارهای جهانی از آمار فروش مناسبی برخوردار است اما حقیقت امر این است که این محصول کُرهای در بازار سخت و تکراریپسند کشور، تا حدودی با شکست مواجه شده. همین موضوع باعث شده که اطلس خودرو تعداد کمتری مدل ۲۰۱۴ نسبت به ۲۰۱۳ به بازار وارد کند و هنوز هم علیرغم عرضه تقریبا تمامی خودروهای ۲۰۱۵، خبری از نسل جدید این خودرو که برای امسال آماده شده است، نیست. به هر حال اگر مصرفکننده باشید و خودرو را بر حسب نیاز و نه موقعیت در بازار انتخاب کنید، برتریهای سول گفته شد! در غیر این صورت، کیا سول خودروی «بازارپسند»ی نیست. هرچند که نمونههای ۲۰۱۳ در حد صفر این خودرو به کمتر از ۱۱۰ میلیون تومان هم کاهش قیمت دادهاند.
هیوندای i۴۰
در یک دهه اخیر و با بازگشایی واردات خودرو به ایران، خودروسازهای کُرهای و به ویژه هیوندای به فروش و جایگاه بسیار خوبی در بازار ایران رسیدند که در این بین، سدانهای هیوندای از همان ابتدای عرضه ۲ محصول سوناتا و آزرا، در بین خریداران و مصرفکنندگان ایرانی بسیار محبوب واقع شدند. اما با توجه به سیاستهای آسان موتور مبنی بر گسترش هرچه بیشتر رنج محصولات کمپانی هیوندای در ایران، سال گذشته سدانی جدید از بین سبد محصولات این برند به بازار ایران وارد شد. هیوندای i۴۰، سدان سایز متوسط کُرهای که برای بازار اروپا طراحی شده، محصولی بود که آسان موتور برای بازار ایران در نظر گرفته بود. جالب اینجاست که i۴۰ در بازار ایران پیش از هر چیز با رقیبی در خانواده خود یعنی هیوندای سوناتا گلاویز است و با توجه به قیمتگذاری حتی بالاتر از برادر همرده خود و با وجود کم و کاستیهایی نسبت به سوناتا، کار سختی در پیش داشته و دارد.
همانطور که گفته شد i۴۰ در سال ۲۰۱۱ و به عنوان یک سدان سایز متوسط (که در برخی منابع حتی تحت عنوان سدان سایز بزرگ خانوادگی هم از آن یاد میکنند)، موتور جلو و دیفرانسیل جلو و با هدف عرضه به بازارهای اروپایی روی خط تولید هیوندای قرار گرفت. این خودرو در دو نوع سدان و استیشن تولید میشود که سال گذشته هر دو نوع آن به بازار کشور ما رسید. واردکننده از بین گزینههای تماما کمتر از ۲ لیتری قابل سفارش برای این خودرو، قدرتمندترین گزینه یعنی نمونه ۴ سیلندر ۲ لیتری را برای بازار کشور برگزیده است. این در واقع تنها محصول هیوندای در بازار ایران است که به صورت پیشفرض از یکی از پیشرانههای GDI هیوندای-کیا بهره میگیرد. این نیروگاه کم اشتها از سری Nu، با حجم ۲ لیتر، قادر به تولید نهایت توان ۱۷۴ اسب بخار در دو موتور ۶۵۰۰ دور بر دقیقه است که این خروجی به همراه حداکثر گشتاور ۲۱۳ نیوتن متر در دور موتور ۴۷۰۰ دور بر دقیقه، به جعبه دنده ۶ سرعته خودکار و در نهایت محور جلو انتقال مییابد. پس میتوان به این نتیجه رسید که i۴۰ با وجود ۰.۴ لیتر کمتر در حجم موتور و همچنین بهرهگیری از پیشرانه GDI، مصرف سوختی بهمراتب پایینتر از سوناتا دارد که البته طبق گفته سازنده هم نتیجه به همین صورت است. هیوندای i۴۰ در شرایط جاده و شهر به ترتیب ۶.۱ و ۱۰.۵ لیتر سوخت در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف میکند که با در نظرگیری باک سوخت ۷۰ لیتری این خودرو، قادر به پیمایش بیش از ۱۱۰۰ کیلومتر تنها با یک باک بنزین، البته در شرایطی که سوخت مورد استفاده از کیفیت مطلوب برخوردار باشد، خواهید بود.
همانطور که در بالاتر گفته شد، i۴۰ نیز همچون برادر خود سوناتا در زمره سدانهای سایز متوسط خانوادگی قرار میگیرد که البته با توجه به اختلاف ۱۰ سانتیمتری در طول کلی نسبت به هر دو نسل آخر سوناتا (LF و YF)، اندکی جمع و جورتر و مناسبتر برای استفاده در شهرهای بزرگ طراحی شده است؛ کما اینکه این دو خودرو از حیث ارتفاع در یک سطح هستند و سوناتا کمی عریضتر از i۴۰ شکل گرفته است. اگرچه که هیوندای سوناتا نسل گذشته (YF) با توجه به بهرهگیری از ظاهری جذاب، در بدو ورود بسیار مورد استقبال قرار گرفت اما فروش نسبتا زیاد این خودرو و تکراری شدن چهره آن در خیابانهای کشور، از جذابیت سوناتا کاست و به اپتیمای خوشچهره این فرصت را داد تا گوی رقابت را برباید. این در حالی است که هیوندای i۴۰ اگرچه با ظاهری متفاوت نسبت به برادر هم قد و قواره خود یعنی سوناتا به بازار عرضه میشود اما شباهت این خودرو به محصولات رده پایینتر هیوندای همچون النترا و اکسنت، شاید خریدار عام را در انتخاب خود دودل کند. کما اینکه با قرارگیری در کابین نیز وضعیت از کیفیت ساخت پایینتر نسبت به سوناتا خبر میدهد. چیدمان کابین و ارگونومی مناسب است اما اگر بخواهیم از دید میزان جذابیت به آن نگاه کنیم، شانسی برای رویارویی با حتی برادر خود ندارد. کیفیت ساخت و متریال به کار رفته در i۴۰ شما را به یاد محصولات کامپکت و ارزانقیمتتر این خودروساز میاندازد. کما اینکه در این خودرو امکاناتی در قد و قواره یک سدان کامپکت کُرهای دریافت میکنید. با این حال باز هم ۹ کیسه هوا، سیستم تهویه خودکار، آینههای الکتروکرومیک، گرمکن صندلیهای جلو (در سوناتا شاهد سردکن هم هستیم)، سیستم یخزدای برفپاککنها، گرمکن فرمان، کروز کنترل، چراغهای جلو مجهز به LED، سیستم کمکی پارک خودرو در جلو و عقب و… در i۴۰ دیده میشود.
در کل میتوان به این نتیجه رسید که i۴۰ با قیمت بیش از ۱۷۰ میلیون تومانی در بازار ایران، اگرچه که هنوز هم نمیتواند گزینهای مناسبتر از سوناتا برای خرید باشد اما اگر به دنبال یک سدان کم مصرف خانوادگی هستید و چهرههای جدیدتر را بیشتر میپسندید، بدون در نظر گرفتن بازار فروش دست دوم، i۴۰ گزینه مناسبی به نظر میرسد. اما توجه داشته باشید که i۴۰ یک سدان در قد و قواره سوناتا و با امکانات و کیفیت ساخت النتراست که نمونههای کاکرده و یا کم آپشنتر آن با افت قیمت شدید مواجه بوده و نمونههای سالم آن تا حدود ۱۵۰ میلیون تومان نیز کاهش قیمت پیدا میکنند. آسان موتور قصد داشت که با عرضه i۴۰ در کنار برادرش سوناتا، نبض بازار سدانهای سایز متوسط را به طور کامل در دست بگیرد. اگرچه که عرضه نسخه استیشن این خودرو در بازار ایران و در شرایطی که اکثر مردم خودروی خود را بر حسب نیازشان از کلاس خودرویی خریداری نمیکنند، کمی غیر قابل توجیه است.
* معید حمیدی
ارسال نظر
پس از بررسی تحریریه منتشر میشود.