به گزارش پایگاه خبری«عصرخودرو» به نقل از صمت، در ادامه ۱۰ نمونه از این نشان(برند)ها را مرور میکنیم.
نایزوتا – فراسکینی
این خودروساز ایتالیایی که نام خود را از ترکیبی از نامهای موسسان خود گرفته، در ابتدای قرن بیستم پایهگذاری شده است. ایزوتا – فراسکینی پس از جنگ جهانی نخست، تمرکز خود را روی بازار خودروهای لوکس قرارداد و با مدل تیپو ۸ اینکار را آغاز کرد. این خودرو از یک موتور بلوک آلومینیومی ۸ سیلندر استفاده میکرد و تنها به صورت «شاسی عریان» به فروش میرسید اما در ادامه، رکود اقتصادی بهویژه در امریکا، باعث شد تقاضا برای محصولات باشکوه ایزوتا – فراسکینی بهشدت افت کند. تولید این خودروساز لوکس در میانههای دهه ۱۹۳۰ میلادی متوقف شد و تلاشهای پس از جنگ جهانی نیز هرگز نتوانست آن را دوباره از زمین بلند کند.
بورگوارد
نخستین وسیله نقلیه کارل اف. دبلیو. بورگوارد یک اسکوتر/ون سهچرخ در سال ۱۹۲۴ بود، اما وی بعدها اتومبیلهای مناسبی با رویکرد به بازار محصولات لوکس ساخت. پس از جنگ جهانی دوم، بورگوارد با معرفی مدل هنسا ۱۵۰۰ در سال ۱۹۴۹، قدم بزرگی نسبت به رقیبان خود برداشت. این خودرو که نخستین خودرو اروپایی بهطور کامل جدید در دوره پس از جنگ جهانی به شمار میرود، دارای سپرهای یکپارچه در جلو و عقب و قسمت مسافری با عرض کامل بود. بورگوارد در سال ۱۹۵۲م برای ایجاد یک حالوهوای تازهتر، مدل زیبای گولایث ای۷۰۰جیپی را معرفی کرد. این مدل که برای پیشرانه از یک موتور ۲ زمانه ۷۰۰ سیسی استفاده میکرد، نخستین خودرو تولیدی بود که از انژکتور مستقیم بهره میبرد. تنها یکسال بعد، هنسا ۲۴۰۰ در خیابانها با آپشن گیربکس ۳سرعته اتوماتیک همراه بود؛ سیستمی که از سوی خود بورگوارد طراحی شده و نخستین نمونه از نوع خود در اروپا بهشمار میرفت. معرفی مدل ایزابلا در سال ۱۹۵۴م باعث شد نام «بورگوارد» برسر زبانها بیفتد. این مدل که به فرمتهای کوپه، ۲ در سدان، کابریولت و استیشن واگن در دسترس قرار میگرفت، ایده یک محصول لوکس و بهینه را در یک بسته جمعوجور ارائه میکرد. از دید «بورگوارد»، کیفیت مهندسی و بهینهسازی به معنای «لوکس» بود.
کورد
محصولات کورد با اینکه بهترین گزینههای لوکس «آبورن اتومبیل» نبودند، اما دو مدل «کورد» وجود داشت که در زمان خود، خودروهایی بسیار باشکوه بودند. نام این نشان(برند) از اِرِت لوبان کورد گرفته شده بود؛ نیروی جوانی که کمابیش «آبورن» را در سال ۱۹۲۵ نجات داد و نشان(برند) «کورد» را در سال ۱۹۲۹م با مدل ال۲۹ به عنوان نخستین خودرو تولیدی دیفرانسیل جلو در امریکا راهاندازی کرد. استقبال زیادی از طراحی جدید این خودرو شد و یکی از این کوپههای زیبا نیز توانست جایزه گردهمایی بهترینها در موناکو و پاریس را در سال ۱۹۳۰م از آن خود کند اما رکود اقتصادی باعث شد تا عمر ال۲۹ چندان طول نکشد و تنها ۵۰۱۰ دستگاه از آن ساخته شد. پس از یک وقفه ۴ساله، این نشان(برند) دوباره با مدل آماده ۸۱۰ به میدان رقابت بازگشت. این خودرو شبیه به هیچیک از خودروهای دیگر جادهها نبود. به نظر میرسید طراحی داشبورد، بهطور مستقیم از یک هواپیما گرفته شده باشد. در همین حال، بسیاری از ویژگیهای معمول در طراحی خودروها، ازجمله رادیاتور، چراغهای جلو، لولاهای در، بهشکلی هوشمندانه پنهان شده بودند.
«هورش»
همانند مایباخ اولیه، اتومبیلهای «هورش» نیز باکیفیتی بینقص و فناوریهای قابلتوجه، چیزی را به نمایش میگذاشتند که در محصولات خودروسازهای شناختهشده کمتر دیده میشد. این کمپانی بهوسیله «آگوست هورش» پایهگذاری شد؛ یک مهندس آلمانی که از کار کردن برای «کارل بنز» خسته شده بود. وی کمپانی خود را در سال ۱۸۹۹م تشکیل داد و در سال ۱۹۰۶م در مسابقات استقامت با یک هورش پیاس۲۲/۱۱ تورر توانست رییس سابق خود را شکست دهد. اما بقیه رقابتها به این خوبی پیش نرفت و این موضوع باعث شد هیات مدیره در سال ۱۹۱۰م تصمیم به برکناری «هورش» بگیرد. «هورش» که دیگر نمیتوانست از نام خود برای یک کمپانی دیگر استفاده کند، «آئودی» را تاسیس کرد که معادل لاتین نام خانوادگی خود به معنای «گوش کردن» است. حتی زمانی که «هورش» سکاندار نبود، کمپانی هورش تجهیزات بسیار سطح بالایی را در محصولات خود ارائه میکرد. ازجمله موتورهای ۸ سیلندر تخت با بادامکهای دوگانه، ترمزهای هوشمند، سیستم تعلیق ۴چرخ مستقل، فنربندی صفحهای و یک گیربکس ۵ دنده نرمتر نسبت به طراحیهای قبلی. قبل از اینکه این کمپانی در دهه ۱۹۴۰ میلادی به پایان عمر خود برسد، مدلهای هورش در کلاس جهانی قرار داشتند و گرانقیمتتر و کمیابتر از رودسترهای مرسدسبنز کا۵۴۰ بودند. در واقع داشتن یکی از آنها، مانند خرید یک لافراری مدرن بود. نامهای «هورش» و «آئودی» در طول جنگ جهانی دوم از بین رفت؛ با این وجود، فولکسواگن توانست در سال ۱۹۶۵م «آئودی» را احیا کند. پس از جنگ جهانی، کارخانه قدیمی هورش در آلمان شرقی با ساخت مدل «تربانت» شروع بهکار کرد، اما دیگر خبری از دوران اوج گذشته نبود.
ایمپریال
در سالهای ۱۹۲۰ میلادی، کرایسلر از عنوان «ایمپریال» برای محصولات خارقالعاده خود در فرمتهای مختلف شامل سدانها، کانورتیبلها و لیموزینها استفاده میکرد؛ خودروهایی که در مقابل آن رقبایی از پاکارد، کادیلاک و لینکولن قرار میگرفتند. با این حال، درخشش این خودروها نسبت به رقبای خود کمنورتر بود، چراکه آنها «کرایسلر ایمپریال» بودند و در آن زمان، کرایسلر یک نشان(برند) متوسط به شمار میآمد. در سال ۱۹۵۵م، ایمپریال سرانجام تبدیل به یک نشان(برند) مستقل شد و بعدها مدلهای برجسته و «بالهدار» ۱۹۵۷ خود را عرضه کرد. در همین سال، استودیو ایتالیایی «گیا» شروع به ساخت لیموزین فوقلوکس «کراون ایمپریال» کرد که با رقم حیرتانگیز ۱۵۰۷۵ دلار در آن زمان (بیش از ۱۲۷ هزار دلار امروز) به فروش میرسید. وقتی تب طراحی بالهای در خودروها فروکش کرد، ایمپریال چراغهای سادهای در جلو اضافه کرد و به عصر چراغهای عقب ساده بازگشت. این کمپانی قصد داشت تا با این کارها، دوران کلاسیک گذشته را یادآوری کند. محصولات ایمپریال پس از آنکه کرایسلرها به سراغ ساختار «بدنه یکپارچه» رفتند، همچنان ساختار «بدنه روی فریم» را حفظ کرده بودند. در عین حال، طراحیهای جدید مدلهای ۱۹۶۷ و ۱۹۶۹، باعث شده بود که ایمپریالها بیش از پیش، شبیه محصولات کرایسلر شوند اما بحران بنزین که در میانههای دهه ۷۰ میلادی گریبان خودروسازان را گرفت فضای چندانی برای ایمپریال، به عنوان یک نشان(برند) مستقل، باقی نگذاشت.
نپیر
شرکت مهندسی بریتانیایی «دی. نپیراند سان» وقتی در سال ۱۸۹۵م برای مونتگو نپیر، نوه موسس آن به ارث رسید، رویکرد خود را تغییر داد و ۵ سال بعد، نخستین خودرو نپیر همگام با قرن جدید پا به عرصه وجود گذاشت. در سال ۱۹۰۵م، «نپیر» امریکا، ساخت خودرو در «بوستون» را آغاز کرد. البته پس از چند بار توقف تولید، شاخه امریکایی این کمپانی در سال ۱۹۰۲م تعطیل شد. قدرت خروجی موتور در خودروهای نپیر به ۹۰ اسببخار و تولید این کمپانی در سال ۱۹۱۲م به حدود ۷۰۰ دستگاه میرسید. در طول جنگ جهانی نخست، «نپیر» موتور هواپیمای قدرتمند ۱۲ سیلندر «لیون» را تولید میکرد؛ موتوری که در آن پیستونها در ۳ جهت ۴ تایی تنظیم شده بودند. آخرین خودرو در سال ۱۹۲۴م ساخته شد و در این زمان «نپیر» تمرکز خود را روی موتورهای هواپیما قرار داده بود. نام «نپیر»، امروز همچنان به عنوان یک تولیدکننده توربوشارژر بریتانیایی زنده است.
«دایملر»
شروع بهکار دایملر همراه با نامهایی است که همه کمابیش با آنها آشنا هستند؛ از مایباخ گرفته تا بنز و از «اناسیو» تا «آرمسترانگ» و بسیاری نامهای دیگر اما در سال ۱۸۹۹، تنها گوتلیب دایملر بود و یک خودرو آزمایشی. این وسیله که «اشتالراد واگن» نامیده میشد، از یک شاسی ساخت «اناسیو» استفاده میکرد و یک موتور ۶۰۰ سیسی وی ۲ سیلندر در آن، قدرتی به میزان ۵/۱ اسببخار تولید میکرد. «دایملر» پس از همکاری با ویلهلم مایباخ در چند پروژه مختلف، در سال ۱۸۹۱م مجوز موتورهای خود را برای یک شرکت بریتانیایی دریافت کرد که بعدها در سال ۱۸۹۶م تبدیل به کمپانی «دایملر موتور» شد. دایملر بدنه اتومبیلهایش را خود میساخت و همینطور برای دیگر تولیدکنندگان شاسی تامین میکرد. در فاصله بین جنگهای جهانی، دایملر در زمینه ساخت خودروهای بیسروصدا، لوکس و برجسته، شهرتی برای خود بهدست آورد. البته نوآوری چندانی در پرونده این کمپانی دیده نمیشود، اما دایملر در دهه ۱۹۲۰ میلادی، تولید موتورهای وی۱۲ سوپاپ غلافی را آغاز کرد و در بین نخستین کمپانیهایی بود که از سیستم گیربکس اتوماتیک با «اتصال سیال» استفاده میکرد؛ چیزی که امروز با عنوان «مبدل گشتاور» شناخته میشود.
پس از در اختیار گرفتن نشان(برند) ارزانقیمت «لنکستر»، مدلهای دایملر بیشتر روی بالاترین سطح بازار متمرکز شدند. در آن زمان، دایملر امتیاز انحصاری خودروهای سلطنتی بریتانیا را در اختیار داشت. نام «دایملر» روی بسیاری از لیموزینهای لوکس میدرخشید و حتی در سال ۱۹۵۹م یک خودرو اسپرت از آن ارائه شد. این مدل، «دارت» نام داشت که بعدها به خاطر شکایت «دوج»، به «اسپی۲۵۰» تغییر کرد. بعد از این اتفاق، بیشتر دایملرها نشان جگوار را دریافت کردند و این روند تا خاموشی کامل و بیسروصدای نشان(برند) در سال ۲۰۰۷م ادامه یافت؛ یعنی درست قبل از اینکه فورد، «جگوار» را به «تاتا موتورز» بفروشد.
کانتیننتال
البته نام «کانتیننتال» چیزی نیست که فراموش شده باشد. بسیاری از محصولات لینکلن برای دههها این نشان را روی خود داشتهاند و همینطور، این نشان(برند) با یک سدان پرچمدار در میانههای سال ۲۰۱۶ میلادی خود را احیا خواهد کرد. با این حال، شاید تنها آنهایی که غرق در تاریخ خودروسازی هستند، از شاخه مستقل کانتیننتال در بین سالهای ۱۹۵۶ تا ۱۹۵۷م اطلاع داشته باشند.
کانتیننتال مارک II یک کوپه ۴ سرنشینه بود که میخواست نظر طبقه ثروتمند امریکا را به سمت «فورد موتور» جلب کند و آنها را از کادیلاک و کرایسلر دور نگه دارد. این مدل وقتی در ژوئن ۱۹۵۵ به بازار ارائه شد، قیمتی برابر ۹۶۹۵ دلار داشت که بهطور تقریبی معادل ۸۶ هزار دلار به پول امروزی بود. طراحی داخلی چرم و تجهیزات اتوماتیک برای همهچیز به صورت استاندارد استفاده شده بود و تنها آپشن این مدل، سیستم کولر بود که قیمت را به بالای ۱۰ هزار میرساند. پیشرانه این خودرو از یک موتور ۶ لیتری وی۸ تامین میشد که قدرتی به میزان ۲۸۵ اسببخار تولید میکرد. خودروهای این کمپانی با یک پوشش پشمی به نمایندگیها وارد میشدند. ایران، الیزابت تیلور و الویس پریسلی، از مالکان معروف «کانتیننتال» بودند اما برای «ویلیام کلی فورد» و کمپانی که نام خانوادگی خود را به همراه داشت، شرایط بهخوبی پیش نرفت و تولید محصولات کانتیننتال تنها ۲ سال طول کشید و در این مدت فقط ۲۹۸۹ نمونه از آنها به فروش رفت. همچنین فورد برای هر کدام از این خودروها ضرر کرد اما نام «کانتیننتال» دوباره در زیر چتر «لینکلن» به حیات خود ادامه داد.
لاسال
در سال ۱۹۱۲م کادیلاک، خود را «استانداردِ جهان» نام گذاشت؛ شعاری که با توجه به خودروهای فوقلوکس و نوآورانه این کمپانی، چندان هم نامناسب به نظر نمیرسید. در طول سالهای پرنوسان دهه ۱۹۲۰ میلادی، قیمت برخی کادیلاکها به ۵ هزار دلار نیز میرسید. برای اینکه تصوری از وضعیت این قیمت در بازار داشته باشید، شاید بهتر است بدانید که قیمت مدلی مانند فورد تی در آن زمانها کمتر از ۸۰۰ دلار بوده است. این موضوع حقیقت دارد که لاسال در دوره پیش از رکورد که قیمتها بین ۲۳۰۰ تا ۴۹۰۰ دلار بودند و فرم بدنه محبوب در آن زمان، مدلهایی مانند «ترانسفورمیبل تاون کابریولت» و «آلودر فائتون» بود، در رده دوم جنرالموتورز قرار میگرفت اما شاید موضوعی که بیشتر از همه باعث به یاد آوردن «لاسال» میشود، نقشی است که در تسریع حرکت طراحی اتومبیلهای امریکایی داشته است. «لاسال» در ابتدا فروش بسیار خوبی را تجربه کرد، اما این روند چندان ادامه پیدا نکرد. با این حال، به طور تقریبی از تمام نشان(برند)های معادل خود پیشی گرفت. در این میان، تنها «پونتیاک» بود که حتی کمپانی مادرش را در خود ادغام کرد. آخرین محصولات «لاسال»، مدلهای ۱۹۴۰ بودند که خود را به عنوان یکی از خودروهای متمایز و برجسته در بازار مطرح کردند.
اشتوتز
«هری کلایتون اشتوتز» همانند دیگر فعالان اتومبیل معاصر، به عنوان مهندس برای استخدام به این صنعت وارد شد. در دوران نهچندان قاعدهمند صنعت خودروسازی در اوایل قرن بیستم، موقعیت شغلی و همینطور سرمایهگذاران به راحتی پیدا میشدند و «اشتوتز» از این شرایط استفاده زیادی کرد. وی پس از تولید موفقیتآمیز «ترانس اکسل» و کارهای آزاد مهندسی، زمان کافی (به اندازه ۵ هفته) برای ساخت نخستین خودرویش پیدا کرد؛ خودرویی که بلافاصله در مسابقه «ایندیاناپولیس ۵۰۰» در سال ۱۹۱۱م توانست جایگاه یازدهم را از آنِ خود کند. در سال ۱۹۳۰م، «استاتز»، موتور ۸ سیلندر دیوی۳۲ را ارائه کرد و برای شاسی ایمنی خود، نام جدید اسدی۱۶ را برگزید. این موتور جدید با استفاده از ۴ سوپاپ برای هر سیلندر، میلسوپاپهای دوگانه اور-هد و محفظه احتراق به شکل نیمکره، فناوریهای جدید زیادی در خود داشت اما متاسفانه بازار گرایش بیشتری به موتورهای بزرگ وی۱۲ و وی۱۶ موجود در محصولات لینکولن، پاکارد و کادیلاک نشان داد. در نتیجه، «استاتز» نتوانست منابع لازم را برای مقابله با رکود بزرگ اقتصادی در سالهای بعد فراهم کند و به کار خود در سال ۱۹۳۷م خاتمه داد.
برای آگاهی از تازه های جهان خودرو، جدیدترین قیمت ها و بازار خودرو ایران اینستاگرام خودرو امروز را دنبال کنید و جهت دریافت آخرین اخبار از طریق تلگرام به کانال اختصاصی عصر خودرو (https://telegram.me/asrekhodro ) بپیوندید. برای دریافت آخرین نسخه از نرم افزار تلگرام اینجا را کلیک کنید.
ارسال نظر
پس از بررسی تحریریه منتشر میشود.