به گزارش پایگاه خبری «عصر خودرو»، اما در سال ۱۹۱۸ گابریل تصمیم گرفت تا به سمت علاقه دیگرش یعنی خودرو برود و کمپانی وویزین را به یک خودروساز لوکس تبدیل کند. کمپانی خودروسازی گابریل که Avions Voisin نام گرفت؛ به نحوی که با هدف رقابت با برندهای لوکس و خاص آن دوران مانند بوگاتی و رولزرویس در سال ۱۹۱۹ رسماً آغاز به کار کرد. پیشرانههای ۴، ۶، ۸ و ۱۲ سیلندر نیروبخش مدلهای گوناگونی بودند که وویزین تا اواخر دوران فعالیتش تولید کرد؛ با این حال در برخی از آخرین وویزینهای تولیدشده نیز پیشرانههای ۳.۵ لیتری ساخت کمپانی گراهام مورد استفاده قرار گرفت. مدلهای گوناگون وویزین از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۹ از نامهایی بهره میبردند که متشکل از یک حرف C و یک کد بود. مشهورترین وویزینها را باید اسپرت کوچک C۵ و خودروهای لوکس و بزرگ C۲۶ ،C۲۵ و C۲۷ دانست. مهمترین ویژگی تمامی محصولات وویزین را باید در خلاقیت و نوآوری مهندسی (که بعد از جنگ در کالبد محصولات سیتروئن ادامه یافت) و طراحی زیبا و خارقالعادهای دانست که اکثراً ساخته و پرداخته ذهن آنده نوئل بودند.
همزمان با اشغال فرانسه توسط آلمان نازی و در ۱۹۳۹ کارخانه وویزین تعطیل شد و پس از جنگ نیز در طی ملیسازی صنایع پس از جنگ منحل شد. طرح وویزین برای یک خودرو اقتصادی بعدها بین ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۰ تحت نام بیسکوتر در تیراژ ۱۲ هزار دستگاه در اسپانیا تولید شد.
وویزین پهلوی
وویزین C۲۷ رودستری در سال ۱۹۳۴ با بدنهای که کار کارگاه مشهور فیگونی و فالاشی بود، ساخته شد و در نمایشگاه مادرید همان سال به نمایش درآمد. این خودرو در همان سال به قیمت ۲۰ هزار و ۳۰۰ فرانک فرانسه توسط رضاخان خریداری شد، اما هرگز به ایران نیامد. برطبق برخی شواهد این خودرو که در سفارت ایران در فرانسه باقی ماند، توسط برخی نزدیکان دربار و فرزند ارشد رضاخان (پهولی دوم) مورد استفاده قرار گرفت؛ اما نهایتاً در سال ۱۹۴۸ به فردی با نام پوریر فروخته شد. این شخص نیز در اوایل دهه ۶۰ میلادی خودرو را به سرژ پوتزولی، مورخ و مجموعهدار معاصر فروخت. بعد از آن اما خودرو که وضعیت متوسطی داشت، به فردی ناشناس فروخته شد و در اواخر دهه ۷۰ در وضعیتی نامناسب در حالی که رها شده بود، پیدا شد. ژاک بوسن در سال ۱۹۸۴ خودرو را خریداری و عملیات پیچیده و دشوار بازسازی آن را آغاز کرد. در این پروسه کلاود فیگونی، از نوادگان تیم طراحی فیگونی، هنری برنارد، فرزند یکی از مهندسان وویزین و میشل لهرو نقش اساسی ایفا کردند و در نهایت در سال ۱۹۹۱ خودرو به طور کامل بازسازی شد.
در آن دوره خودرو به رنگ آبی درآمده بود و تودوزی آن مشکی رنگ بود که با رنگ زرد اولیه و تودوزی چرم قهوهای آن هماهنگی نداشت و پیشرانه آن نیز متعلق به خود خودرو نبود. خودرو بعدها توسط پیتر مولین خریداری شد و دوباره زیر تیغ جراحی بازسازی رفت تا به شرایط آرمانی روزهای دهه ۳۰میلادی بازگردد. این بار تودوزی آن به برند هرمس سپرده شد و رنگ آن هم زرد شد. اما مهمترین کاری که پیتر مولین انجام داد، یافتن پیشرانه اصلی خودرو در نقطهای دورافتاده در آرژانتین و نصب مجدد آن روی خودرو بود. این پیشرانه ۶ سیلندر خطی به حجم ۳ لیتر و قدرت ۱۰۵ اسب بخار قابلیت رسیدن به سرعت ۱۵۵ کیلومتر در ساعت را برای این خودرو محقق میکند.
علاوه بر تاریخچه جذاب و وضعیت بینظیر آن، یکی از عواملی که به این خودرو کمک کرد تا به یکی از ستارههای نمایشگاههای کلاسیک سالهای اخیر بدل شود، این نکته است که تنها تعداد محدودی از وویزینهای تولید شده بدنهای ساخت کارگاهی خارج از خود کمپانی را دارند و از این میان تنها ۶ دستگاه توسط فیگونی طراحی و ساخته شدهاند.
* نیما مجتهدزاده
فرم ارسال نظر
نظر شما پس از بررسی توسط تیم تحریریه منتشر میشود.